الفيض الكاشاني

367

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

خوب ببرى و به ديگرى گمان بد . آرى سزاوار است تحقيق كنى كه آيا ميان آن دو دشمنى ، كينه و حسد ورزى وجود دارد يا نه كه به سبب آن راهى براى تهمت بيابد ، زيرا در دين شهادت دشمن به ضرر دشمن به سبب تهمت رد شده است « 273 » در اين صورت مىتوانى در خبرى كه شخص عادل مىدهد درنگ كنى ، نه او را تصديق نمايى و نه تكذيب و به خود بگويى : شخصى كه حال او گفته شده كارش بر من پوشيده است و خدا عيب او را از من پنهان ساخته و ممكن است بر حال سابق خود باقى باشد ( حالت سابق او را استصحاب كنى ) و عيبى از او بر من آشكار نشده است ، و گاه شخص بر حسب ظاهر عادل است و ميان او و شخصى كه از او بدگويى مىكند حسد ورزى در كار نيست ، ولى عادت اين شخص به ظاهر عادل اين است كه بديهاى مردم را بازگو مىكند در صورتى كه عادل نيست ، چون شخص غيبت كننده فاسق است و اگر عادت به بدگويى ديگران داشته باشد شهادتش مردود است جز اين كه مردم بر اثر عادت بسيار ، در مورد غيبت بىتفاوتند و اهميّت نمىدهند كه به آبروى مردم لطمه‌اى بزنند ، و هر گاه گمان بدى بر مسلمانى در دلت خطور كند سزاوار است او را رعايت نموده و برايش دعاى خير كنى كه اين كار شيطان را سخت به خشم مىآورد و او را از تو دور مىسازد ، و در دلت بدگمانى نمىافكند از ترس اين كه مبادا براى شخص مظنون دعا كنى ، و هر گاه از لغزش مسلمانى با دليل آگاه شدى در نهان او را نصيحت كن و شيطان تو را نفريبد و در نتيجه تو را به غيبت كردن او بخواند و هر گاه او را موعظه كردى در حال موعظه از اين كه از عيبش آگاه شده‌اى اظهار شادمانى نكن تا او با چشم تعظيم به تو بنگرد و تو با چشم حقارت و با موعظه كردن بر او رفعت بجويى ، بلكه قصدت نجات او از گناه باشد در حالى كه

--> ( 273 ) اين حديث را ابو داوود در ( سنن ) ، ج 2 ، ص 275 روايت كرده است « انّ رسول الله ( ص ) ردّ شهادة الخائن و الخائنه ، و ذى الغمر على اخيه ، وردّ شهادة لاهل البيت و اجازها لغيرهم » و منظور از قانع : مزدورى است كه پيروى مىكند مانند مزدور ويژه ، و نيز به كافى ، ج 7 ، ص 395 باب شهودى كه شهادتشان مردود است رجوع كنيد .